تبليغاتX
دل نوشت
گذر زمان

Time is very slow for those who wait

 very fast for those who are scared

very long for those who lament

very short for those who celebrate

But

 for those who love .time is eternity

William Shakespear

 

گذشت زمان برای آنان که در انتظارند بسیار کند

 
برای آنان که می هراسند بسیار تند

برای کسانی که زانوی غم به بغل میگیرند بسیار طولانی

و برای کسانی که سرخوشند بسیار کوتاه است

اما

برای کسانی که عشق می ورزند ..آغاز و پایانی نیست

+ نوشته شده در 88/07/12ساعت 11 توسط نازیلا |

آن سوی حریم فرشتگان (where angels fear to tread ) عنوان کتابی است از ادوارد مورگان فارستر ترجمه شیرین تعاونی (خالقی ) که بالاخره  پس از ماهها وقفه موفق به خواندن آن شدم .

کتاب در خصوص بیوه ای  انگلیسی است به نام

لیلیا که به همراه دوست دخترش کارولین ابوت  برای سفری کوتاه عازم ایتالیا می شود .

لیلیا در ایتالیا عاشق پسرکی جوان به نام جینو می شود و این موضوع برنامه سفر کوتاه وی را به ازدواج با جینو و در نتیجه اقامت در ایتالیا تغییر می دهد .

لیلیا با ارسال نامه ای به هریتون ها (خانواده همسر مرحومش ) این موضوع را به آنها اطلاع می دهد .فیلیپ هریتون پسر خانواده برای جلوگیری از لکه دار شدن شان و آبروی خانواده اصیل هریتونهای انگلیسی عازم ایتالیا می شود اما کار از کار گذشته چرا که ازدواج صورت گرفته است .

فیلیپ ناکام به ساوستون بر می گردد اما پس از مدتی با شنیدن خبر مرگ لیلیا  و به یادگار ماندن پسری از وی که برادر ایرما برادر زاده اش  بار دیگر عازم ایتالیا می شود .........

کارولین ابوت دوست قدیمی لیلیا و هریت هریتون خواهر فیلیپ وی  را در این سفر همراهی می کنند .

استدلال هریتونها این است که ماترک لیلیا که خون مادر انگلیسی در رگهایش جاری است باید با فرهنگ و آداب یک انگلیسی تربیت شود و همین هاست که سرنوشت دیگری را برای این کودک رقم می زند ..........

 

+ نوشته شده در 88/06/15ساعت 12 توسط نازیلا |

آه ای متعال

آه مرا بنوش تا من همچون رمزی

در جام تو باشم

همچون شرابی که هنوز در شور مستی است

همچون پرتو افشانی از شور مستی

شرابهای آمیخته و یگانه تو و من

آن رمز مقدس را می یابند

شعری از دی اچ لارنس

ترجمه محمود کیانوش

+ نوشته شده در 88/06/08ساعت 10 توسط نازیلا |

این عبارت جین آستین را به یاد دختر مینیاتوریم سها می نگارم :

View Image

"برقطعه کوچکی عاج با قلم مویی چنان ظریف نقاشی می کنم که پس از تلاش بسیار حاصلی اندک به بار می آورد "

+ نوشته شده در 88/05/24ساعت 11 توسط نازیلا |

بی سوادان قرن 21 کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی هستند که نمی توانند بیاموزند، آموخته های کهنه رادور بریزند ،ودوباره بیاموزند

                              

+ نوشته شده در 88/05/16ساعت 11 توسط نازیلا |

" انسان وقتی زاده می شود / در رویا می افتد / مثل کسی که دردریا می افتد .اگر غریق سعی کند مثل افراد بی تجربه خود را از آب بیرون بکشد غرق می شود .این طور نیست ؟...... از من بشنو .چاره این است که خود را به عنصر تباه کننده تسلیم کنی و یا دست و  پا زدن  دریای عمیق عمیق عمیق را واداری تا تو را در سطح آب نگاه دارد ."  (از گفته های اشتاین خطاب به مارلو )

برگرفته از رمان لرد جیم نوشته جوزف کنراد

+ نوشته شده در 88/04/25ساعت 11 توسط نازیلا |

خوشه های خشمThe Grapes of Wrath  عنوان کتابی است از جان اشتان بگ

اشتان بک به دلیل نوشتن این کتاب برنده جایزه پولیتزر و جایزه نوبل ادبی شد .خوشه های خشم حکایت خانواده فقیر چاد  در دوره رکود اقتصادی بزرگ امریکا در سال ۱۹۳۰ است که به دلیل خشکسالی َ بحران اقتصادی و تغییرات در صنایع کشاورزی از زادگاه خود رانده می شوند .خانواده در جستجوی کار و بقای زندگی به همراه هزاران اوکی دیگر (لقبی که به آوارگان اوکلاهما داده می شود " در مسیر بزرگراه ۶۶ عازم کالیفرنیا می شوندو ماجراهایی که در این مسیر به وقوع می پیوندد.........

ترجمه این  اثر بی نظیر قرن بیستم را مترجم توانا شاهرخ مسکوب به نام خود رقم زده است .

خوشه های خشم در دبیرستانها و کالج های امریکا تدریس می شود .

این درحالی است که هالیوود نیز خود را از به تصویر کشاندن رنج های شخصیت های این داستان بی نصیب نگذاشته است .

 

+ نوشته شده در 88/02/20ساعت 11 توسط نازیلا |

Go to fullsize image
Milton! I think thy spirit hath passed away
From these white cliffs and high-embattled towers;
This gorgeous fiery-coloured world of ours
Seems fallen into ashes dull and grey,
And the age changed unto a mimic play
Wherein we waste our else too-crowded hours:
For all our pomp and pageantry and powers
We are but fit to delve the common clay,
Seeing this little isle on which we stand,
This England, this sea-lion of the sea,
By ignorant demagogues is held in fee,
Who love her not: Dear God! is this the land
Which bare a triple empire in her hand
When Cromwell spake the word Democracy!
by Oscar Wilde
+ نوشته شده در 88/02/08ساعت 11 توسط نازیلا |

اخیرا یکی از بهترین نمایشنامه ها و شاید بهتر بگم شاهکار اسکار وایلد را  به ترجمه توانای هوشنگ ایرانی خواندم : سالومه

سالومه دختر هردویاس و نادختری هرود  در دام عشق یحیی نبی گرفتار می آید اما از ان جایی که از عشق وی ناکام می ماند کینه وی را به دل گرفته و در صدد انتقام بر می آید .

از طرفی هرود پادشاه گالیلی که در پوشش ازدواج با هردویاس در طلب سالومه وزیبایی اوست از وی می خواهد که کام عشق او را بر آرد و در عوض هر خواستی که او داشته باشد بدون قید و شرط برآورده کند و سالومه زخم خورده از عشق سر یحیی نبی را در سینی نقره ای طلب می کند ........... و کام دل برآید .

+ نوشته شده در 88/01/22ساعت 12 توسط نازیلا |

" و اشکهای بیگانگان که برای او فرو می ریزد .

ظرف خاکستر ترک خورده ترحم را پرخواهد کرد .

زیرا کسانی که برای او زاری می کنند مطرودین اجتماع هستند و مطرودین همیشه زاری می کنند ."

                                                                   اسکار وایلد

                                                        "ناله هایی از زندان ری دینک"

+ نوشته شده در 88/01/07ساعت 11 توسط نازیلا |